محمد تقي جعفري
187
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و رابطه است كه عقل آدمى بتواند ميان انسان و خدا برقرار سازد ؟ [ آرى ، همانطور است كه قوم سبا درك كردند ، ولى طرفين رابطه چيست ؟ اگر منكرين انبياء دو طرف رابطه را درست درك مىكردند ، مىفهميدند كه اين رابطهء الهى است كه شكل شعاع ملكوتى من از خاك بر آمده را از افلاك بالاتر مىبرد و بديدار خود نايل مىسازد ] . قوم سبا گفتند : ما در موقعيتى از فهم و درك قرار گرفتهايم كه سخنان بيهودهء شما كه جز مكر و حيله و دغا چيزى نيست در ما اثرى نخواهد كرد . آخر آسمان را چه ربطى به ريسمان ؟ مغز ما اين افسانه را نخواهد پذيرفت . ما خودمان اين مقدار عقل داريم كه تره را از گزر بشناسيم [ مىتوان گفت : جلال الدين با بيت آخر به طور طنز و سخريه جواب همهء دعاوى منكرين پيامبران را داده است ، زيرا مىگويد : آنان مىگفتند : غالبا ما اين قدر عقل داريم كه سبزى تره را از هويج تشخيص بدهيم البته مطلب هم همين است كه آنان قدرتى ما فوق تشخيص تره از هويج را نداشتند .